احمد مجد الاسلام كرمانى
41
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
حرف بزنند اما بعنوان تماشاچى وارد مجلس ميشدند و هر دسته مراقب حال وكيل همدست خودشان بودند و همين كه آن وكيل مطلبى عنوان ميكرد كه مطابق ميل آنها بود يك مرتبه فرياد ميزدند احسنت احسنت و گاهى هم دست ميزدند كه همين تحسين آنها اسباب تقويت وكيل ميشد و تقريبا استفاده آراء عمومى ملت و استكشاف رضاى جماعت از همان حركات ميشد و ساير وكلا هم مجبور ميشدند كه بر طبق همان مستحسن رأى بدهند تا مبادا منفور حاضرين شوند و اين مردم جاهل همچو فرض ميكردند كه ملت ايران عبارت است از همين جماعت تماشاچى كه در اطاق پارلمان حاضر شدهاند و وظيفه خود را در استرضاى خاطر آنها ميدانستند و رفتهرفته هر وكيلى يا هر پارتى از وكلا در خارج مجلس انجمنى از مردم متفرقه تشكيل داده و خودشان عضويت پيدا كردند كه باستظهار آنها مطالب خود را در مجلس پيش برند و اى كاش مطالب آنها راجع بمنافع عمومى بود ، بلكه با كمال بدبختى بايد اقرار كنم كه ابدا در خيال منافع عمومى نبودند و تمام هم آنها مصروف تحصيل منافع خصوصى خودشان بود مثلا فلان وكيل مبلغى از اقبال الدوله گرفته و مدتها علنا از اقبال الدوله « * » حمايت
--> ( * ) در سال 1264 هجرى از ميرزا هاشم خان كاشى ( امين خلوت ) فرزندى قدم بعرصه وجود نهاد كه ميرزا محمد خوانده شد ميرزا محمد خان در سال 1288 به امين خلوت و در شوال 1299 به اقبال الدوله ملقب گرديد . در سفر اول ناصر الدينشاه باروپا جزء همراهان شاه و در سال 1305 ق بحكومت كاشان تعيين و در سال بعد به علت شكايت مردم از حكومت كاشان معزول و بتهران احضار گرديد و در سال 1310 رئيس اداره خالصجات شد و عنوانش به وزير كل خالصجات خاصه ديوانى تغيير يافت اقبال الدوله در اين سمت چندآبادى از بهترين دهات خالصه را بموجب قوانين و دستخط شاه به خود انتقال داد . در سال 1316 ق بجاى ابو الفتح ميرزا سالار الدوله بحكومت كرمانشاه منصوب گرديد در سال 1322 ق عهده از قورخانه -